15مرداد89 !

١۵ مرداد 89 برای من روزی متفاوت بود.

قرار بود با دوستانی دیدار کنم و همراهشان به سوی مقصدی مشترک حرکت کنیم .

قرار از قبل گذاشته شده بود : شرکت در مراسم باستانی و کهن  "نوروز بل" در خصیب دشت املش !

                      

                      

هر چند از خطرات جاده خطرناک کوهستانی آگاه شده بودم ولی اشتیاق شرکت در آن مراسم و بودن با دوستان باعث شد دل به "دریا" بزنم و راهی "کوهستان" بشم !

دلزدگی از زندگی یکنواخت و کسل کننده شهری منو به حس و حالی کشوند که نیاز به کمی هیجان رو بخوبی حس می کردم .خمیازه

میشه گفت بیشتر مسیر رو با سکوت طی کردیم چون هول و هراس پیچ و دره ها توانی واسه گفتن و خندیدن نذاشته بود !!!هیپنوتیزم

بعد از یکساعت ونیم بالاخره به مفصد رسیدیم هر چند اون چیزی رو که باید می دیدیم ندیدیم ولی اون روز برای من جالب و متفاوت بود .

اولا : با دوستانی آشنا شدم و روابطی گرم و عاطفی بین ما برقرار شد .

ثانیا : با طبیعت زیبای بخش دیگری از گیلان زمین و نوع زندگی مردمانش آشنا شدم .

ثالثا : افتخار دیدار با هنرمند محبوب و مردمی خطه گیلان و دیلمان  "ناصر وحدتی "  نصیبم شد .

                     

اینا دستاوردهای کمی واسه یه روز گرم تابستونیه ؟

15 مرداد 89 می تونست مثل روزهای دیگه بدون هیچ موضوع و اتفاق خاصی به پایان برسه . ولی خواست و انتخابم باعث شد متفاوت باشه .

/ 5 نظر / 18 بازدید
سل تی تی

دوست عزیز انجمن گفتگوی سل تی تی(اولین و بزرگترین انجمن استانهای شمالی کشور)با افزایش امکانات ،قوانین و تنوع بحث ها در خدمت شماست.برای پویا تر و پربار تر کردن مباحث و مطالب انجمن چشم انتظار حضور شما در کنارمان هستیم و هر گونه پیشنهاد و انتقادی را به گوش جان خریداریم.باتشکر

گيله مرد

درود خیلی عالی بود همواره شاد باشید http://khazarkooh.ir/?p=725#comments

ع...ســـــحر

درود بر گلي خانم چه كار خوب و دلچسبي ! و چقدر عالي ميشه اگر همه روزهاي زندگي به يك نحوي متفاوت و متنوع باشند(البته با شادي و ثمربخش). همواره سرزنده وسبزباشيد!

پژمان

كم كار شدي همشهري ....[لبخند]