دوست قدیمی

فکر می کنم ماندگارترین خاطرات انسان مربوط به دوران کودکی و نوجوانی باشه . دوران بازیهای کودکانه و دوستی با دوستانی که بعدها هریک به دنبال زندگی خودشون میرن .

به ظاهر با گذشت سالها و شکل گرفتن شخصیت افراد ؛ این خاطرات پاک می شن و آدمها بیشتر در قالبی که تو اجتماع کسب کردن فرو میرن .

ولی در اصل اینگونه نیست ! خاطرات دوران کودکی و مخصوصا نوجوانی ، که به نظرم سنگ بنای شخصیت ما رو پی ریزی می کنن ، در ضمیر پنهان و ناخوادآگاه ما حضور دارن و منتظر تلنگری هستن تا خودشونو به سطح بیارن و برای یک لحظه ما رو با خودشون به جوش و خروش سالهایی دور ببرن !

برای من این تلنگر چند روز پیش به شیوه ای زیبا و هیجان انگیز زده شد !!

دوستی که ٣٠ سال پیش خاطرات شیرین نوجوانی رو با او تجربه کردم و شیطنت ها ، بازیها ، قهر و آشتی ها و دم زدن در هوای نوجوانی همه و همه در کنار او بود ، به ناگهان همراه خانواده از کنارم رفت تا سرنوشت خویش رو در نقطه ای دیگه از این خاک رقم بزنه !ناراحت

٣٠ سال پر ماجرا گذشت ! فراز و نشیبها ، اشکها و لبخندها ، افت و خیزهاو ......   هر یک بی خبر از دیگری در گردونه ایام راه خویش رو جستجو می کردیم .

..........................

نوجوانی ، بلوغ و جوانی ، گرماگرم زندگی .....  !!

در تمام این مدت به یادش بودم و مشتاق خبر از احوالش !

ولی همواره به در بسته می خوردم .ناراحت

تا اینکه در آغازین روزهای پاییز ٨٩ دنیای تکنولوژی به کمکم اومد .

ایمیلی به دستم رسید که از همان آشنای قدیمی ام بود !!!

مات و مبهوت به صفحه مونیتور خیره شده بودم و کلمه به کلمه ایمیل رو ناباورانه می خواندم . شاید بارها و بارها خواندم تا کمی باورم شد خواب نمی بینم !

حیرت و ناباوری من وقتی به اوج خویش رسید که غکسش رو جلو چشمام می دیدم و با تلش فراوان و از لابلای گذر زمان چهره نوجوانی اش رو جست و جو می کردم . وقتی موفق شدم ، ناگهان روحم به ٣٠ سال پیش پرواز کرد و اشک در چشمانم حلقه زد .....

وااای ... گذشت این همه سال .... و خاطراتی پنهان شده که دلاورانه سر بر می آوردند و درونم رو دستخوش تلاطم و هیجان می کردند .لبخند

با هم گفتیم ، خندیدیم ، اشک ریختیم و از موفقیت همدیگه در عرصه های مختلف زندگی جویا شدیم .

آی که چه حس شیرینیه وقتی بخشی از گذشته زندگیت رو دوباره و با حس و حالی متفاوت مرور می کنی !لبخند

تبصره ::

همین جا از آشنای مشترکمون صمیمانه سپاسگزارم که دو دوست قدیمی رو به هم رسوند .

 

                          

/ 10 نظر / 17 بازدید
زیبا

گلی جان سلام میدونم وقتی آدم یک دوست قدیمی رو می بینه چه حس و حالی داره امیدوارم دوستی شما پایدار باشه. راستی منهم یک دوست قدیمی هستم[چشمک] و جدیدا یک وبلاگ ساختم لطف کن و از این وبلاگ دیدن کن و نظرتو بگو خوشحال میشم[ماچ] oribad.blogfa.com منتظر نظرت هستم[گل]

فرخنده

من هم متشکرم هم ازدوست مشترکمون و هم از تو که اجازه دادی خاطرات دلاورانه سر بلند کنند

ع...سحـــــر

گلی خانم گل ســلام تبریک میگم ! چه هیجان و شعف پرشوری! پرواز بر بالهای خیال و خاطرات! و چه زیبا این حس قشنگت رو در متن یادداشتت انتقال دادی. ممنون ! باامید صمیمانه به پایداری همیشگی دوستی های پاک و بی غش!

رضا

سلام بر سیده زهرا بنت پرهیز کاملا اتفاقی بود این اتفاق من از خانم فرخنده هیچ چیز نمی دونستم حتی اسمش رو. اون وقتا حفظ اسلام در دانشگاه خیلی مهم بود الان گسترش نیازهای غریزی و دیگر امور مهم شده. وبلاگت رو می خونم خیلی محافظه کارانه ست خیلی زیاد با اینکه هویت تو روشن نیست. مثل این میمونه که بگم یه کسی یه جایی یه چیزی درباره یه کس دیگه گفت . بعد او کس به یه کس دیگه یه مطلب مهمیگفت که شاخ د ر آوردم. اما بودنت غنیمته و نوشتنت پیروز باشی

مینا

[لبخند]سلام گلی خانوم . من هم مثل شما وقتی یک دوست قدیمی رو میبینم خیلی خوشحال میشم خاطرات انسان بخش شیرینی از زندگی . [گل][گل][گل][گل][گل][ماچ] شاد باشید

مینا

[لبخند]سلام گلی خانوم . من هم مثل شما وقتی یک دوست قدیمی رو میبینم خیلی خوشحال میشم خاطرات انسان بخش شیرینی از زندگی . [گل][گل][گل][گل][گل][ماچ] شاد باشید

گلی

ممنون آقا رضا . تا حدی نظرت رو قبول دارم . هر چی باشه من که نمی تونم جسارت و شجاعت شما رو در بیان آرا’ و نظرات داشته باشم . ولی دوست دارم به طور مشخص برام بگی . از اینکه لطف کردی و نظر گذاشتی واقعا سپاسگزارم دوست عزیز . پیروز باشی [گل]

امید

سلام وبلاگ خوبی داری اگه مایل به تبادل لینک هستی اول منو با موزیک برتر بلینک بعد بگو با چی بلینکمت مرسی

امیدوارم مشکلاتتان زودتر رفع بشه. مطالبتو گویای این است که خیلی مشکل دارید .