تنها

" زن " پشت پنجره ایستاده بود ..

تنها بود .

جمعی به او نیازمند بودند ، ولی او تنها بود

گرمای نگاهش قوت قلبی بود برای عزیزانش ، ولی .. او تنها بود

نوازش دستانش معجزه گری بی بدیل بود ، ولی او تنها بود

بدون هیچ گله و شکایتی تنها بود

جام شوکران تنهایی اش را جرعه جرعه سر می کشید

و تنها ، گواه این حقیقت بود که

" آمده ام تا ایثار را به جهان هدیه کنم "

 

 

 

/ 3 نظر / 25 بازدید
فرخنده

ای کاش تنهایی جام شوکران نبود....

مهران

نگاه به تنهایی ادمها جنسیتی نیست ولی نگاه به زن ،تنها حاکی تنهایی اوست.زنانی که عشق را به دنیا اموزش میدهند،زنانی که زیبایی و زیبا دیدن را به مردم نشان میدهند تنها میمانند در این دنیای جنسیت گرا.و ایثار او تنها ماندنش است در این دنیایی که خودش زیبایش کرده.متن قشنگیه.

جاهد

شاملو می گه :هیچ کس با هیچ کس تنها نیست ولی فک کنم همه با همه تنهاییم . ای کاش تنهایی رو با واژه های قوی تری نشون می دادید.