من ...

من یک زنم ،

تنهای خاموش .

یک مادرم ،

سرشار از دلواپسی و عشق

یک همسرم

مجری امر و نهی یک تاریخ

یک دخترم

دلخوش به صدها پوچی ناچیز

آری ،

        یک زنم ،

یک زن!

زن ، زایندگی ، جوشش

زن ، مهر و لطافت های ناب و پاک انسانی

چه کس رویای من را زنده خواهد کرد ؟

کجا آرام خواهد شد سرشت بیقرار و پر تب و تابم ؟

بجز دنیای خاموشم و جز پردیس

نیابم پاسخی هرگز !



/ 6 نظر / 32 بازدید
فرختده

زیبا بود و واقعی... اما امیدوارم زمان آزاد اندیشی فرا برسد و هیچ نگاه جنسیتی دیگر وجود نداشته باشد...انسانیت باشد و نبود فاصله ها[گل]

گلي

مرسي فرخنده جان .. من هم اميدوارم [گل]

علي جعفرزاده

كار قوي اي بود. افرين. با يه كم ويرايش يه شعر آزاد خيلي خوب ازش در مياد.

گلي

مرسي علي جان ... درس پس ميديم [لبخند]

مهران

سلام وبلاگ زیبا و جذابی دارید لذت بردم از خوندن مطالبتون شاد و سلامت باشید و به امیددیدار

baran

سلام دوست خوبم وبت خیلی قشنگه موفق باشی بازم بهم سر بزن آپم [گل]