۲۹ خــــــرداد گرامی باد....

 

book1.jpgmemorys.jpg

**طرحي از يك زندگي**

سالهاي 48ـ45 سالهاي نسبتاً آرامي براي خانواده ي ما بود.علي بود و كلاسهاي درسش و خانواده .تقريباً تنها سالهايي بود كه او اوقاتش راباما مي گذراند.نقش پدر وهمسر وكارفكري وشغلي اش راباهم انجام مي داد: تدريس دردانشكده ي ادبيات مشهد،نويسندگي وبقيه ي اوقات بودن با خانواده اش.

گاه تمام شب براي نوشتن بيدار مي ماند.او جا و مكان مشخصي براي نوشتن نمي خواست؛مثلاً اتاق مخصوص كاريا ميز شخصي و

……. به رغم داشتن ميز كار در منزل كمتر پشت آن مي نشست و ازآن استفاده مي كرد.در اتاق كارش تشكي انداخته بوديم با پشتي كه روي آن مي نشست.گاهي راديو را هم روشن مي كرد.با وجود علاقه اي كه به داشتن خودكار ظريف نويس داشت ، دربند آن نبود.گاه مي شد دربه در دنبال خودكاري از هر نوع مي گشت، تا شروع به نوشتن كند.

تنها وسواسي كه به خرج مي داد و خواهشي كه داشت ، اين بود كه كسي به اتاق كارش نرود و آنجا مرتب و جمع وجور نشود.

ولي من خودم به ناچارهر روز بايست به نوشته ها وكتابهايش تا حدودي سر وسامان مي دادم وگرنه احتمال داشت بچه ها به آنها دست بزنند و اوراق پاره شود. چرا كه علي عادت نداشت نوشته هايش را جمع كند.بيشتر اين مواقع، شروع به خواندن آنچه شب پيش نوشته بود ، مي كردم ودرحيرت مي ماندم كه چگونه مغز او آن همه خلاقيت دارد وچه طور مطالب را آن قدر عميق وبا دقت حلاجي مي كند. وقتي يك صفحه از نوشته هايش را مي خواندم ،جذب مي شدم و همان جا مي نشستم ومشغول خواندن مي شدم وچه بسا كه ساعتي طول مي كشيد و من دريك جا نشسته بودم و مي خواندم.

زماني كه نوشتن كتاب كوير را شروع كرد، ميل شديدي به تنهايي و آرامش داشت وبه هر كلكي متوسل مي شد تا از ديدو بازديدها وسماجت برخي از دوستان بگريزد.

او از زلزله ي فاجعه بار طبس و كاخك ، عميقاً تكان خورد.يكي از شاهدان و همراهان وي مي گويد :« درزلزله ي طبس درجمع آوري وسايل براي زلزله زدگان كوشش فراواني داشت.سخنرانيهاي مهيج او اشك شنوندگان را جاري مي ساخت.لنگه كفشي را كه از زير خروارها خاك خارج شده بود ، به جمع نشان داد ،فرياد مردم بلند شد و سپس مردم را به كمك تحريك نمود

…»

خواهرش مي گويد:«دكتر توصيه مي كرد كه خود رابه تفكروتاُمل واستنباط عادت دهيد؛خود رابه وسيله ي نقليه بدل نكنيد كه مطالب را پلي كپي و كتابها رابه حافظه ي خود منتقل كنيد ، بلكه آنها رااستدلال نماييد وقدرت استنباط داشته باشيد.»

……

وخلاصه اينكه ، علي عارف مسلكي درون گرا ، روشنفكري متعهد ومبارز ، نويسنده ومعلمي درپي تفكر وتحقيق بود.آن كه پرشورترين خطابه ها راايراد مي كرد، به گواهي اكثر هم دوره هايش اغلب ساكت ومنزوي بود. دربرابر قدرتمندان و نيروهاي مهاجم مغرور بود و مقاوم، ودربرابر هرانعطاف خالصانه اي تواضعي مضاعف ازخود بروزمي داد. به راستي مصداق همان «شدت ورحمت» و «زورنگفتن ونشنيدن»بود.

                                       بخشهايي برگزيده از مقدمه كتاب «طرحي از يك زندگي» ازپوران شريعت رضوي

«بارخدايا ! چگونه زيستن رابه من بياموز

                                        چگونه مردن را خود خواهم آموخت»

يادش گرامي و راهش پاينده باد

……….07.gif07.gif23.gif
/ 8 نظر / 15 بازدید
فرزاد

سلام وبلاگ حيلي باحالي داري ولي حيف که از عکس استفاده نکردي آخه يه عکس مي تونه يه دنيا مفهوم رو برسونه . درسته که اين کار تو پرشين بلاگ سخته ولي من يه راه حل برات دارم کافيه به آدرس URL مراجعه کني و طبق راهنمايي اونجا عمل کني اگه مشکلي داشتي بهم ميل بزن اگرم موفق شدی يه ميل بهم بزني ممنون ميشم.فعلا قربانت

amir

Salam Goli jan ..// kheili aliye ke az ketabhaye Amoozande matlab to webloget mizari..// Goli jan age mitooni az doktor shariati bishtar matlab bezar..// shad bashi va movafagh...// ya hagh

rahaa

jomleye akharit kheyli ghashang bood....be delam neshast...be manam sar bezan khoshhal misham

hamin

سلام همونطور که گفته بودی بهت سر زدم تو هم موفق باشی دوست من

azimi

خوشا عشق و خوشا ناکامی عشق..خوشا رسوايی و بدنامی عشق..خوشا برجان من،هرشام و هر روز..همه درد و همه داغ و همه سوز..خوشا عاشق شدن، اما جدايی..خوشا عشق و نوای بينوايی..خوشا در سوز عشقی سوختن ها..درون شعله ای افروختن ها..چوعاشق از نگارش کام گيرد..چراغ ارزوهايش بميرد..اگر ميداد ليلی کام مجنون..کجا افسانه ميشد نام مجنون؟.هزاران دل بحسرت خون شد از عشق..يکی در اين ميان مجنون شد از عشق..در اين اتش هرانکس بيشتر سوخت..چراغش در جهان روشنتر افروخت..نوای عاشقی در بينواييست..دوام عاشقی ها در جداييست...عزيز دلم سايت اپديت شده ومنتظر شما هستم.........باباعظيمی

ali zainuly

سلام خسته نباشی عجب سايتی درست کردی واقعا دستتان درد نکند بهتان قول ميدهم قول شرف همين الان به تمام دوستام سر بزنم و آدرس سايتتان را بدهم بيشتر از ۲۰۰ نفری ميشوند از اينکه ميبينم حق نويسندگان شاعران و مبارزين اين مرزو بوم را ادا ميکنيد نميدانم چگونه سپاسگزار باشم زبان از گفتن الکن است من بچه تبريزم عاشق کارهای فرهنگی الان هم تو ازنا گوش بزنگ باش ببين چقدر از ازنا بازديد کننده خواهيد داشت دفعه ديگه دست پر ميام شايد بدردتان بخورم آرزوی توفيق از درگاه يزدان پاک فقط يادم نرفته بگم ما اينجا با سرعت نهايت ۲۶ کانکت ميشيم و آهنگ بريده بريده پخش ميشه حق يارتان باد

akbar zainuly

سلام ؛ خسته نباشی من اکبرم ازتبريز داداشم از ازنا آدرست را داد به سايتت مراجعه کردم خيلی خوب بود واقعا دستت درد نکنه

* sara *

salam azizam behet tabrik migam webloge ghashangi dari.............. affarin be to ke inghadr mehrabooni va deli por az mohabbat dari:-*:x:x kholase koli feyz bordam