* گل و خار *

 

دلم دشت وسیعی ست

که اوقات خودم را ، در آن می گذرانم

به یک سو گل نیلوفر و نرگس

شقایق به کناری

و خاری

که گاهی ،

ز حضورش ، کنم دیده خود تر

اگر خار

ندارد هنرِ گل

اگر او نتواند ببرد ، از سرِ ما دین و دل و هوش

اگر زشت و کریه است

ولی بودن او ، راز بزرگی ست

که در خنده گل نیک توان دید !

 

 

 

 

/ 3 نظر / 36 بازدید
محسن

کاش باوری بود بر گغته ها و راهی در گریزی از دلتنگی ها

mehran

خار نگهبانه،خار فداییه و پیشمرگه.هرچی که پیش میاد به اون نسبتش میدیم و بهش بدوبیراه میگیم و احساس تنفر داریم از بودنش.ولی واقعن از نگاه گل خار چه نقشی داره؟خوده گل از وجود خار ناراحته؟تنها همنشین و همدرد گل خاره،در حالی که گل خودنمایی میکنه خار مواظبه(در حد توان خودش)که به گل اسیبی نرسه و خودشو به خطر میندازه.خطر نگاه منفی مردم.